چيزي نداريم تا غروب PDF چاپ ايميل
نوشته شده توسط خاجی   
08 بهمن 1386,ساعت 20:16:56

زهرا پورقربان

نمی‌دانم چقدر از شب گذ شته؟  چرا خوابم  نمی‌برد؟ صفحه ساعت دیواری را چرا نمی‌بینم ؟  انگار عقربه‌های ساعت روی میز عسلی هم از کار افتاد ند  نه ؟  سر شب چند تا قرص باید می‌خوردم ؟ سه تا بود؟ یا نه چهار تا؟ صبرکن ببینم ، یه آبی بود ویه سبز و یه سفید  مگه نه ؟ قرص صورتی ریز چی ؟ صورتی ریز را دکتر تازه ننوشته بود؟  وقتی نسخه می‌نوشت سفارش نکرد  حتما باید سر شب بخوری ؟ تا آخر شب اثر کند ؟ نگفت  این قویترین قرص آ رام بخش ؟ حاجی شیشه قرص صورتی را نداد دستم؟ در شیشه قرص را خودم باز نکردم ؟ شیشه را کف دستم تکان ندادم ؟ یک دانه قرص صورتی ریز ننشست کف دستم؟  نگاهش نکردم ؟ سروصورتم خیس نشد از عرق ؟ شقیقه های دو طرف سرم شروع نکردند به کوبیدن ؟ درد نریخت توی جانم ؟ از مهره های گردنم شروع نشد  ؟  لابه لای ستون فقراتم پیچ  وتاب نخورد ؟

کف دستم را بطرف حاجی نگرفتم ؟  قرص صورتی کف دستم نمی‌لرزید  ؟ سرش جیغ نزدم  ؟ نگفتم  حاجی این چیه ؟  نگفتم مگه نمی‌بینی لمس شدم  و ازپا افتادم ؟ نپرسیدم مگه این قرص صورتی چه فرقی  با سفید ، آبی ، سبز داره ؟ لج نکردم ؟  با حرص روی تخت نیم خیز نشدم ؟  قرص صورتی را پرت نکردم طرف پنجره ا تاق ؟  سرم را نگرفتم توی دستم ؟  بغضم نترکید ؟ هق هق گریه‌ام ا تاق را پر نکرد ؟ حاجی  پا نکشید طرفم ؟  لیوان آب کف بشقاب چینی  توی دستش نمی لرزید ؟  صدا نمی‌داد ؟ چشم وابرویش توی هم نرفت ؟  بشقاب لیوان آب را با حرص نگذاشت روی میز عسلی کنار تخت ؟  سرش را نگرفت توی دست ؟  سرم فریاد نکشید ؟ نگفت قرص صورتی فرق می‌کنه  با  سفید و سبز و آبی  ؟ نگفت مجبوری  باید بخوری ؟ نگفت تو روانی شدی  این دستور دکتره ؟  از حرفش حرصت نگرفت ؟ نچرخیدی سمت چپ  ؟  لیوان آب را با بشقاب بطرفش پرت نکردی  ؟ سروصورتت داغ نشد ؟ گر نگرفت ؟ نیفتادی به نفس زدن ؟ دست نبردی زیر با لش ؟  پا کت نامه کهنه وزرد شده را نکشیدی بیرون ؟  نشانش ندادی ؟ اشک از گوشه چشمت سرازیر نشد ؟ گوشه لبت احساس شوری نکردی ؟ با التما س نپرسیدی این نامه مال کیه حاجی ؟ نگفتی مگه این نا مه را طوبی ننوشته ؟ نگفتی قرار بود بری سرا غش ؟  نگفتی من باید طوبی را ببینم  ؟ نگفتی یه کار واجب دارم  با طوبی  حالیت میشه حاجی ؟ یا نه ؟
با دیدن پاکت نامه به هم نریخت ؟ از جا کنده نشد ؟ شنیدن اسم  طوبی درونش را زیرو رو نکرد ؟  نرفت طرف جا لباسی ؟ لباسش را نپوشید ؟  بی اینکه نگاهت کند  نرفت طرف در ؟ در ورودی را پشت سرش محکم به هم نکوبید ؟ با کوبیدن محکم در بی حال تر نشدی ؟ سر گیجه نگرفتی ؟  کش وقوسی به تنت  ندادی ؟ پس سرت توی چالی با لش فرو نرفت ؟ اشک گرم و داغ از گوشه چشمت سر نخورد ؟  نگاه تارت نچرخید دور تا دور اتاق ؟ روی لوستر قدیمی با لاله های  فیروزه ایی رنگ کلید نشد ؟ رنگ آ بی لاله‌ها با رنگ چشم  طوبی یکی نبودند ؟  پرده چین دار بلند سدری رنگ این طرف و آن طرف تور گلدار پنجره را چنگ نزده بود  ؟  مبل وصندلی و  میز ناهار خوری  با چوب گردو به  رنگ عسلی  این همه سال توی حال و پذیرایی  حاضرو شاهد نبودند ؟  وقتی نگاه خسته‌ات نشست روی تاقچه ا تاق قدیمی  روی آینه وشمعدان  نقره پایه بلند  نگین های ریز فیروزه ایی  رنگ دور شمعدان وادارت نکرد  دوباره به لاله های لوستر نگاه کنی  ؟  یک جور نبودند و یک دست ؟
روی دیوار  بالای شمعدانها  جای قاب عکس را خالی نمی دیدی ؟ خط باریک چار طرف قاب هنوز روی سینه دیوار پیدا نیست ؟ طوبی توی قاب عکس پیراهن ساتن صورتی رنگ تنش نبود ؟ با یقه گلابی  ؟ قد کشیده و متین بنظر نمی رسید؟  صورت چرخی وگونه های برجسته نداشت ؟ انگار بعداز اینکه نامه نوشتن را تمام کند  تنها چیزی که با خودش می برد همین قاب عکس بود  اینطور نیست ؟  چی شد که نامه نوشت؟ چی شد که این همه جهاز و خانه وماشین را جا گذاشت و رفت ؟ چی شد که تنها دلش را خوش کرد به یک قاب عکس ؟ 
وقتی مجید دنیا آمد  یادت هست ؟  طوبی دسته گل وجعبه شیرینی دستش نبود ؟ همراه حاجی نیامد بیمارستان؟ کنار تخت روی صندلی ننشست؟  دست دراز نکرد ؟ مجید را ازبغل پرستار نگرفت ؟ نگاهش نکرد ؟  به سینه‌اش  نچسباند ؟ حاجی روی صندلی کنارش جا خوش نکرد ؟ دستش دور گردن طوبی حلقه نشد؟  نخندید ؟  نگفت به جان  تو طوبی چشم و ابروش به تو رفته  ؟ نگفت نگاه کن طوبی   انگار سیبی که از وسط نصف کرده باشند باتو ؟  تنت زیر پتو روی تخت نلرزید؟   خودت را نباختی ؟  رنگت عوض نشد ؟  مات نشدی و نگاه‌شان نکردی ؟
بی هوا از روی تخت کنده نشدی  ؟ دلت هوای عطا را نکرد ؟ سه شب  تمام با مینا و مینو توی اتاق انتظار نمی‌کشیدی؟ با اتوبوس مسافر نزده بود  برای شمال ؟ همیشه سر شب حرکت می‌کرد  صبح زود نمی‌رسید؟  خانه نبود ؟  یک گوش به در کوچه  نداده ‌بودی یک گوش به زنگ تلفن  ؟  صدای زنگ تلفن خلوت ا تاق را به هم نریخت؟  دل آ شوب  نشدی ؟ سراسیمه گوشی را بر نداشتی ؟  اسم بیمارستان را نشنیدی ؟ زبانت نیفتاد به تته پته ؟  هول و دست پاچه چادر روی سرت نکشیدی  ؟ خودت را نرساندی به بیمارستان  ؟  پرستار دستت را نگرفت ؟ دکترا نارا حت نبو دند؟   نگفتند  هر کاری می‌شد کردیم  ؟ ملحفه خونی روی تخت  چرخ دار را مشت نکردی ؟ جیغ نکشیدی ؟  نگفتی عطا بلند شو ببینم  ؟ نگفتی  عطا قرارت با من چی بود ؟  نگفتی  مگه قرار نبود خانه بخریم ؟  نگفتی  مگه قرار نبود برای دو قلوهات  جهاز درست کنی ؟  این طو بود  ؟ یا نه ؟ 

مجبور نشدی  با مینا و مینو بر گردی خا نه پدرت  ؟  پدری که زن مرده بود و زمین گیر ؟  در بدر نمی‌گشتی دنبال کار ؟ دنبال یه لقمه نانی که شکم بچه ها را سیرکنی  ؟   خسته نشدی  ؟ عاصی نشدی ؟  نا امید نشدی  از پیدا کردن  کار ؟   توی  گرد گیری و جاروی اتاق گم نبودی   با دستمال نم دار  ؟   با صدای پدرت بخودت نیا مدی  ؟  ننشستی کنارش ؟   سرش روی  بالش نبود  ؟  با التماس نگاهت  نکرد  ؟  نگفت منکه افتادم گوشه   این ا تاق و زمین گیرم  ؟  نگفت تکلیف این بچه ها چی می شه  ؟ نگفت این بچه ها باید امسال برند مدرسه ؟  نگفت زهره تا جوانی باید با یه آد م خوب عروسی کنی  ؟

برای یک لحظه  جا نخوردی ؟ نگاهش نکردی ؟ نیش خند نزدی؟ بلند نشدی از کنار رختخوابش  ؟ دستمال نم دار را دست نگرفتی  ؟ کشیده نشدی طرف آ ینه ؟ با نم دستمال گرد آ ینه را نگرفتی ؟ نگاهی بخودت نگردی ؟  بغض راه گلویت را نگرفت  ؟ نرفتی سمت شیشه پنجره ؟  پشت شیشه برف نمی با رید  ؟  کف حیات یک دست سفید نبود ؟ تنها درخت  انار بی برگ و خشک   پیراهن سفید به تن نداشت  ؟ خواب نبود وسط  باغچه  ؟  سوز برف از لای در پنجره نریخت توی تنت  ؟  نلرزیدی ؟ با بغض جواب پدرت را ندادی ؟ نگفتی   بابا توهم چقدر دلت خوش  ؟ نگفتی   بابا کی می یاد بامن  عروسی کنه   اونم با دوتا بچه  ؟ سرفه امانش را نبرید ؟ توی جا  نیم خیز نشد ؟   زیر بالش نمی‌گشت  دنبال دستمال ؟  با دستمال خلط سینه اش را نگرفت ؟  نگاه صورتت نکرد ؟ نگفت  بابا خدا بزرگه ؟  نگفت خدا ارحم الراحمین ؟  نگفت  خدا هیچ وقت بنده هاشو تنها نمی زاره ؟  بغضت نترکید ؟ صورتت خیس نشد ؟  کنج اتاق کناربخاری قوز نکردی  ؟ سرروی زانو نگذاشتی  ؟ جواب پدرت را ندادی ؟  نگفتی  اگر خدا بزرگ بود عطا رو از من نمی  گرفت  ؟  نگفتی  اگر خدا بزرگ بود  بچه ها رو بی پدر نمی‌کرد  ؟

پدرت سر نگذاشت روی بالش ؟ سرش نچرخید این طرف و آن طرف ؟ رنگ صورتش قرمز نشد ؟  دو باره سرفه  امانش را نبرید  ؟ ننا لید ؟  نگفت  ناشکری نکن ؟  نگفت خدا قهرش میگیره ؟  چقدر از آ ن روز گذشته  بود  ؟  چهلم پدرت سر آمده  بود  نه  ؟  هنوز سیاه به  تن داشتی  درسته   ؟  شوکت  خا نم همسایه دیوار به دیوار کوچه  پیغام نفرستاد  ؟  نگفت  یه خوا ستگار خوب برات  پیدا شده ؟  نگفت  پول دار وضعش خیلی  خوبه  ؟  نگفت  دختراتم قبول کرده  ؟  نگفت  فقط به یک شرط ؟  شرطش این نبود که بری توی یک خا نه با زن اولش طوبی  زندگی  کنی ؟ همراه طوبی وحاجی به محضر نرفتید  ؟ توی راه محضر با خودت نگفتی  حیف که پدرم نیست بزرگی خدا را ببیند  ؟  طوبی بعد ازعقد در گوشت چه حرفی زد  ؟ نگفت  اصلان ناراحت نباش ؟  نگفت خودم خواستم  ؟ نگفت خاطر جمع باش  ؟

با صدای طوبی بخودت نیامدی ؟ نگفت زهره زهره کجایی  ؟  مجید را نگرفت طرفت ؟ نگفت انگار این بچه شیر میخواد ؟  دوبار ه تنت زیر پتو نلرزید ؟  اخم نکردی ؟ با حرص مجید  را از بغل طوبی قاپ نزدی؟  کینه طوبی را از توی بیما رستان به دل نگرفتی ؟ از نزدیک شد ن طوبی به  مجید عذاب می کشیدی ؟ دنبال بهانه نمی‌گشتی ؟ دنبال بهانه‌ایی که کارت را با طوبی یک سره کنی ؟  با خودت نگفتی  دیگر لنگ یه لقمه نان برای بچه هایت نیستی  ؟  پیش خودت فکر نکردی با بد نیا آمدن مجید  جای پایت قرص شده و لق نمی زند  ؟  عصر نبود ؟  حاجی دراز نکشیده بود کف اتاق روی فرش  ؟  مجید را نگذاشته بود روی سینه‌اش ؟  قلقلکش نمي‌داد ؟ مجید غش غش نمی‌خندید  ؟ قند توی دلت آب نمی شد ؟  فکر نکردی الان بهترین موقع است برای حرف زدن با حاجی  ؟  سینی چای وبشقاب شیرینی را نگذاشتی زمین  ؟ فرزی نرفتی توی بالا کن ؟  از توی بالا کن حیات ویلايی را سرک نکشیدی  ؟  طوبا کنار حوض در حال وضو گرفتن نبود  ؟  بر نگشتی  ؟ کنار حاجی  جا خوش نکردی  ؟ تیکه‌ایی شیرینی توی دهان مجید نگذاشتی ؟  دست حاجی را نگرفتی توی دست  ؟ نگاهت توی نگاهش گم نشد  ؟ نخندیدی ؟  نپرسیدی  حاجی  مجید را خیلی دوست داری ؟  حاجی لبش را نبرد  نزدیک لب مجید  ؟ محکم فشار نداد  ؟  در جوابت  نگفت  به اندازه یک دنیا  ؟ حرفش را نبریدی ؟ دل دل نکردی ؟  حرفت را روی زبان مزه  مزه  نکردی  ؟  نپرسیدی  من را  چی  ؟  خاطر من را  بیشترمی خوای یا خاطر طوبی را ؟  تن صدای حاجی  فرق نکرد  ؟  رنگ صورتش عوض نشد ؟  مجید را زمین  نگذاشت  ؟  پشت نزد به سینه دیوار ؟  کمر لیوان چای را نگرفت ؟  نگاهش با نگاهت کوک نخورد  ؟  جوا بت را نداد  ؟  نگفت  این چه حرفی که میزنی  ؟  نگفت معلوم که طوبی  خا طرش  از همه کس پیش من عزیز تره ؟   نگفت   خیالت راحت باشد هر چه دارم  از سر صدقه  طوبی ست  ؟  این طور بود ؟ یا نه ؟ 

بند دلت پاره نشد ؟  احساس نکردی قلبت نمی کوبد  ؟  پس مخچه ات تیر نکشید ؟  صدایت نریخت توی ا تاق  ؟  سرش داد نکشیدی ؟  نگفتی حاجی خیالت  راحت باشد؟ نگفتی  یا جای تو در آن خا نه است یا جای طوبی ؟  همان موقع نبود  ؟ بی هوا در اتاق روی پا شنه نچرخید  ؟ باز نشد ؟ طوبی  با دست وصورت خیس پا نکشید  توی اتاق ؟ صورتش گل انداخته بود و یه تیکه سرخ نبود ؟  سلام نکرد ؟ یک راست نرفت سراغ مجید ؟  بغلش نگرفت ؟   لب روی لبش نگذاشت   ؟ نبوسیدش  ؟ نداد بغلت ؟ رونکرد بطرف  حاجی  ؟ نگفت  حاجی چیزی نداریم  تا غروب ؟  نگفت دارم میرم  مسجد برای نماز ؟  آ مد ن ورفتنش به ا تاق تو همان نبود ؟  از اینکه خودش رفته بود خوشحال نبودی ؟  ذوق نمی کردی ؟  با خودت نمی گفتی  الهی شکر که دمش را گذاشت روی کولش ؟  حاجی دربدر دنبالش نمی گشت ؟ همه جا را بخا طرش زیر پا نگذاشت؟ خسته وکلافه نبود؟  بی حوصله و پریشان  نبود ؟  بی اشتها  نشده  بود و   بهانه گیر ؟

انگار عصر بود  نه ؟  مینا و مینو گوشه حیاط روی قا لیچه  بازی نمی‌کردند ؟ مجید توی کالسکه خواب و بیدار  چرت نمی زد ؟  با شلنگ  باغچه را آب  نمی‌دادی ؟ صدای زنگ در کوچه نریخت توی حیاط ؟  وقتی پا کت نا مه را از دست پستچی گرفتی  جانخوردی ؟  حاجی لب حوض دست نماز نمی گرفت  ؟  نامه را ندادی دستش؟   دوش بدوش حاجی زل نزدی به نوشته نامه  ؟  نامه از طرف طوبا  نبود  ؟  ننوشته بود  حاجی سلام  ؟  ننوشته بود  حاجی یه موقع  خدای نکرده  فکر نکنی  که من  با تو قهر کردم  ؟  ننوشته بود من توی  محضر به زهره قول داد م  خیالش را حت با شه  ؟ ننوشته  بود  من نگران  پسرمون  مجید بودم؟  ننوشته بود  ترسیدم  با خوردن شیر حرص و جوش ناخوش  بشه  ؟
حاجی  نرفت  توی فکر ؟  پا کت نا مه را نرم  تا نزد ؟  نگذ اشت  توی جیب  کتش ؟


بی اینکه نگاهت کند  بی سر و صدا  راهی مسجد نشد ؟

 مجید الان  کجاست ؟  چند ماه که ندیدیش ؟  از حرفهای  مسئول مرکز  اعتیاد توی خودت  نشکستی  ؟  مسئول مرکز اعتیاد  نگفت خا نم تا یک سال حق ملا قات  ندارید ؟

جای مینا و مینو کنارت خا لی نیست  ؟  تما م فکر عطا این نبود که  دو قولوهایش با آبرو بروند  خا نه شوهر  ؟  با یک دعوت نا مه را هی  فرنگ  نشد ند   ؟  د لت برای یک  پا کت نا مه از فرنگ  لک نمی‌زند ؟  حا جی  بعد از خواندن  نامه نبود  که  ناخوش شد ؟  بعد از خواندن  نا مه نبود که  دل بست  به آ ینه و شمدان نقره ؟  به جای خالی قا ب عکس  ؟  به لوستر  با لاله های فیروزه ایی  ؟  به  پرده چین دار سدری رنگ  با تور گلدار ؟  به مبل و صندلی    به میز نا هار خوری  با چوب گردو  ؟  به   د رخت و با غچه  ؟  به حوض گرد وسط  حیاط   با کاشی های آ بی  ؟  حوضی که طوبی   با آ بش  وضو می گرفت  ؟

شقیقه ها یت  نمی کوبند ؟  دست نمی بری  طرف میز عسلی  کنار تخت ؟  شیشه های قرص سفید وآبی   سبز وصورتی را چنگ نمی زنی  ؟  پرت نمی کنی طرف پنجره  ؟ سروصورتت توی  گودی بالش  مچا له نمی شود  ؟  پاکت و نا مه را دست نمی گیری؟ دو باره  و چند باره  نمی خوانیش  ؟  نرسیدی به آ خرین  حرف طوبی  ؟  به لحظه‌ایی که داشت می‌رفت  ؟  نگفت  حاجی   چیزی  نداریم  تا غروب   دارم  میرم  مسجد  برای نما ز  ؟                                                                                            

 

                                                            

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر

نوشتن نظر
نام:مهمان
عنوان:
نظر:

تاريخ بروز رساني ( 08 بهمن 1386,ساعت 13:29:47 )
 
< بعد   قبل >

 
يكشنبه 14 شهريور 1389